الملا فتح الله الكاشاني

27

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

موعود من است از عذاب و عقاب در روز حساب چه همين خايف بموعظهء تو منتفع مىشود نه كسانى كه بر كفر خود اصرار نموده‌اند و در جحود و انكار افزده كما قال إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها سورة الذاريات مكيست و شصت آيتست باجماع جميع علماى امت ابى بن كعب از حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت كرده كه هر كه اينسوره را بخواند بعدد هر بادى كه در دنيا جسته و ميجهد حق تعالى ده حسنه در نامهء اعمال او بنويسد و ده سيئه محو كند و او را بيامرزد و از داود بن مرقد مرويست كه امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود كه هر كه سورهء ذاريات را در شب يا در روز بخواند حق سبحانه و تعالى معيشت او را باصلاح آورد و روزى را بر او فراخ گرداند و نورى در قبر او بيافريند تا روز قيامت قبر او به آن نور منور باشد و بدانكه چون حق سبحانه ختم سورهء ق نمود بوعيد افتتاح اينسوره را نيز بتحقيق وعيد نموده فرمود كه * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَالذَّارِياتِ ) * سوگند به پراكنده كننده ها يعنى ببادهايى كه پراكنده سازنده هاى ابرند يا خاك يا غير آن يا بملائكه كه پراكنده ميكنند ابرها را يا بزنانى كه بجهة كثرت ولادت پراكنده كننده اولاداند * ( ذَرْواً ) * پراكنده كردنى * ( فَالْحامِلاتِ ) * پس به بردارندگان يعنى به ابرهايى كه بردارنده‌اند * ( وِقْراً ) * بار گران را كه بارانست يا بملائكه كه حامل ابر گرانند يا بزنانى كه حامل جنيناند * ( فَالْجارِياتِ ) * پس بروندگان يعنى بكشتيهايى كه جارىاند در دريا يا بكواكب سبعه سياره كه آن شمس و قمر و زحل و مشترى و مريخ و زهره و عطارد است و هر يك در منازل خود جريان دارند يا ببادهايى كه از مهب خود جارى ميشوند * ( يُسْراً ) * جرى به آسانى و اين صفت مصدر محذوفست بتقدير مضاف يعنى جريا ذا يسر * ( فَالْمُقَسِّماتِ ) * پس بقسمت كنندگان يعنى به فرشتگانى كه تقسيم كننده‌اند * ( أَمْراً ) * كارى را كه نامزد ايشانست مراد امور امطار و ارزاق و آجالست كه بامر حق تعالى نامزد ايشانست و از مجاهد منقولست كه مراد بمقسمات چهار فرشتهء مقرباند كه متولى تقسيم امر عباداند جبرئيل بغلظت و ميكائيل برحمت و عزرائيل بقبض روح و اسرافيل بنفخ صور يا آنكه مقسمات بادهايى باشند كه بتصريف سحاب قسمت امطار ميكنند در اقطار و گويند كه مراد مطلق اسباب ذرو و حمل و جرى و تقسيم است پس اگر مراد ذوات مختلفه باشند ايراد فا بجهة ترتب افراد مقسم بها خواهد بود باعتبار تفاوت مراتب در